أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

671

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

فصل 2 : اوضاع و عهود سلاطين فرنگ با يكديگر و بعضى از احوال و آئين ايشان « 1 » بدانكه ! در قصص نصارى مذكور است كه قبل از بعثت حضرت عيسى عليه السلام اكثر اهل يرپ « 2 » بت‌پرست و برخى به دين موسى كليم اللّه بوده‌اند ، و يكى از قياصرهء روم بر آن مرزوبوم مسلّط گشته ، مردم را به دين عيسوى خواند ، و بعد از رفتن روح اللّه به آسمان خلايق به تبعيّت حواريون فرق مختلفه شدند ، و ملوك طوائف شد ، و كار به جائى رسيد كه در هر گوشه صاحب داعيه به‌هم رسيد ، و طبل استقلال را كوبيد ، و مدّتى بدين منوال گذشت و آخر الامر به چند رياست عظمى قرار گرفت و تابه‌حال به همان نحو است ، با يكديگر عهد و ميثاق كردند كه كسى از حدّ خويش تجاوز نكند و به مملكت ديگرى دست‌انداز نشود ، و باهم به رفق و مدارا سلوك كنند و استيصال يكديگر را روا ندارند ، و اگر يكى « 3 » بدعهدى كرد و ارادهء تسخير ملك ديگرى را نمود ، سلاطين ديگر او نصيحت كنند اگر مفيد شد فبها ؛ و الّا به امداد ضعيف برخيزند و با قوى محاربه كنند ، تا وى را متقاعد سازند و مصلحت در اين عمل آن است كه كسى زياده قوّت نگيرد ، زيرا كه اگر يكى قوى دست شد محتمل است كه بر ديگران نيز تاخت آورد و مملكت آنها را نيز انتزاع نمايد ، پس

--> ( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است . ( 2 ) يرپ - اروپا « Europe » . ( 3 ) كسى : « د » .